بصير احمد دولت آبادى

389

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

به كلى سلب كرد و امّا فرزند او حبيب اللّه خان به اندازه‌اى به عياشى و خوشگذرانى مشغول شد كه تمام امور حكومت را به ديگران واگذار كرد و همين كار باعث شد تا كسانى به فكر بيفتند و درصدد ايجاد دستك و گروه شوند . طبق اسناد و مدارك تاريخى ، اولين گروه مشروطه‌خواهان دور محور مكتب حبيبيه تشكيل شد . امّا با كشف طرح و برنامه‌شان بسيارى از سران اين گروه اعدام شدند . ولى سرانجام بقاياى همين گروه با همكارى خانوادهء حبيب اللّه زمينهء نابودى او را فراهم كردند . امان اللّه خان كه خود عضو گروه روشنفكران بود ، در قتل پدر دست داشت و از اين‌روى بر خلاف انتظار پدر پس از مرگ او به قدرت رسيد . امان اللّه خان شخصى روشنفكر و تجددطلب بود ، امّا از آن دسته روشنفكرانى بود كه مىخواست مردم افغانستان سراپا غربى شوند تا به تمدن و پيشرفت نايل آيند . او وضعيت فرهنگى ، اقتصادى ، مذهبى و عنعنات مردم را در نظر نداشت و همين امر زمينه را براى سقوط او فراهم كرد . او دست به فعاليتهاى گوناگونى زد تا مورد احترام مردم افغانستان واقع شود و ننگ پدر و پدربزرگ را از دامن خود پاك كند كه البته تا حدودى در اين راه موفق بود ، ولى عامل شكست او در ناديده گرفتن شرايط و جدا شدن از خانواده بود . او بعدها به اين باور رسيد كه بايد مثل پدرانش هواخواه قوم باشد ، ولى كار از كار گذشته بود . او در ابتداى پادشاهى ، استقلال سياسى افغانستان را اعلام كرد و با اين كار ، محبوبيت فراوانى در نزد مردم يافت . امان اللّه خان قانون بردگى مردم هزاره را كه در زمان جد او تصويب شده و در زمان پدر او همچنان پابرجا بود ، لغو كرد . مرحوم غبار در اين زمينه مىنويسد : « وقتى كه بقيهء مردم هزاره بعد از ختم جنگهاى دو ساله به مساكن خود برگشتند ، آن‌قدر كم بودند كه مثلا از بيست هزار خانوار مردم